8 .تاريخنويسي هلنيستي و چيني. آپولودوروس آتني گاهنامهاي تا سال 144 به نظم يوناني نوشت. تا جايي كه ميدانيم، بزرگترين مورخ اين عصر سسو - ما چئيِن چيني است، كه در 110 سالنامهنگار رسمي دربار امپراتوري شد. او دست كم تا 86 زندگي كرد، و احتمال دارد كه بخشي از كار او در سدهٴ اول صورت گرفته باشد، با اين حال مناسبتر چنين به نظر ميرسد كه كار او را در سدهٴ دوم مورد مطالعه قرار دهيم، چون اثر بزرگش يادداشتهاي تاريخي (شيه چي) تنها تا سال 122 ادامه دارد. اين يادداشتها داراي اهميت چشمگيري است، زيرا راه را براي پيدايش تاريخ سلسلهها گشود، و بعدها مجموعهٴ اين تاريخها از شاهكارهاي تاريخي ادبيات جهان شد.
9. زبانشناسي سانسكريت و يوناني. پاتانجالي، كه احتمالاً در حوالي نيمهٴ قرن در هند شمالي برآمد، شرح مهمي بر دستور زبان پانيني نوشت.
10. نتيجه. تفرق -- يا از زاويهاي ديگر، انتشار -- معرفت كه در فقرهٴ اول از آن سخن گفتيم، در اين مختصر به خوبي تصوير شده است. البته، بزرگترين شخصيت اين عصر، يعني هيپارخوس يك اسكندراني يوناني زبان بود. فيلون نيز اسكندراني بود. ولي هيپارخوس در رودس نيز كار كرد، و همچنين بودند پانايتتوس و ديونوسيوس تراكي حتي اگر تنها غرب را به حساب آوريم، مراكز ديگري نيز وجود داشت، مانند روم، افسس، پرگاموم، و آتن. دو تن از برجستهترين شخصيتهاي اين عصر چيني بودند، چئانگ چيين و سسو - ما چئيِن.
از اين به بعد، ما بهطور دايم از وجود مراكز فرهنگي بزرگي، نه تنها در حوالي حوضهٴ مديترانه، بلكه در هند و چين آگاه خواهيم شد. اين مراكز به هيچ روي مجزا از ديگران نيستند، ولي آنچنان دور از يكديگرند كه تماسها بسيار نادر صورت ميگيرد.
بدينسان، تحولات فرهنگي جداگانه، در مجموع در اين كشورها ميپيچد و همان امر كه مبادلهٴ تأثيرات متقابل در طي قرنها به اشاراتي بيش منحصر نبوده است، مقايسهٴ اين تحولات را بينهايت عبرتآميز ميسازد.
ب. فلسفهٴ چيني و هلنيستي
هوائي نان تسه1
هوائي نان تسه نوهٴ نخستين امپراتور سلسلهٴ هان، در 122 ق م درگذشت. فيلسوف تائويي و كيمياگر چيني. كتاب او به هونگ ليه چيه2 موسوم است (سرگذشت نور بزرگ) كه رسالهاي